عنوان:خلاصه فصل سوم کتاب سیاستگذاری در آموزش و پرورش

رشته :ارشد برنامه ریزی درسی واحد تهران جنوب

استاد راهنما:جناب آقای دکتر ابوالفضل بختیاری

                                                     نام دانشجو:نسرین بیات

مقدمه:

در این نوشته به تعریف سیاست و سیاست گذاری ، شیوه های سیاست گذاری، سیاست گذاری مطلوب و شیوه های عقلانیت سیاست گذاری می پردازیم .

سیاست روش کلی ، رهنمود و تدبیر برای رسیدن به اهداف و اداره ی کار ها می باشد .سیاست گذاری  فرایندی است که منجر به استفاده بهینهاز کلیه منابع برای رسیدن به اهداف مورد نظر  می شود . نکتهمهمی که در مفهوم  سیاست و سیاست گذاری وجود دارد تصمیم وتصمیم گیری است که هر تصمیمی ناظر بر یک انتخاب است  پس هر سیاست بیانگر یک تصمیم است. علم سیاست گذاری به مطالعه سیاست ها  و عملکرد های  مشخص دولت در زمینه های گوناگون می پردازد .

تا پیش از پیدایش علم سیاست گذاری ،مطالعات سیاسی به تمرکز در زمینه های هنجاری و اخلاقی و دولت و نهاد های سیاسی محدود شده بود .

پژوهشگران با مطالعه آثار سیاسی بزرگان فلسفه غرب در جستجوی شناخت اهداف دولت و ظایفش در هدایت شهروندان به زندگی بهتر بودند.

گرچه پیدایش این علم ،ریشه در آثار هارولد لسول و همکارانش در اوایل  دهه ی 50 میلادی دارد ، اما نهادینه شدن وگسترش این رشته  در اواسط دهه ی 60 آغاز شد .

از جمله اندیشمندانی که  برای سیاست ها به جستجوی روش های دیگری بودند می توان به هارولد لسول و همکارانش اشاره کرد که برای جایگزینی علم سیاستگذاری به جای علم سنتی  سیاست در تلاش بودند  تا بتوانند  میان نظریه  سیاسی و عمل سیاسی آشتی برقرار کرده و با تحلیل تجربی ، خلا موجود میان مباحث مجرد و نیاز های عینی را پر کنند  به طوری که لسول سه ویژگی را برای این رشته بر شمرد : چند رشته ای است ، به دنبال حل مشکل است و به  شدت هنجاری است .

منظور از چند رشته ای بودن آن است که علم سیاستگذاری باید خود را از مطالعات محدود نهاد ها و ساختارهای سیاسی رها سازد .

 وی باطرح ویژه ای به دنبال حل مشکل است و به این نکته اشاره دارد که علم سیاستگذاری باید به اصل موضوعات بپردازد و هدفش حل مشکلات دنیای واقعی باشد .

با تاکید قوی بر هنجاری بودن علم سیاستگذاری می خواهد بیان کند این علم نباید اسیر ظاهر و شکل عینیت علمی شود  بلکه باید عدم جدایی هدف ها وابزار ها ی با ارزش را  در مطالعه ی  اقدامات دولت مشخص سازد .

 عنوان سیاستگذاری  اصطلاحی عام است که علاوه بر دولت  و بخش عمومی در خصوص سازمان ها  ، نهاد های بخش خصوصی و حتی اشخاص حقیقی نیز استفاده می شود .

اهداف و مفهوم سیاستگذاری :

علم سیاستگذاری به مطالعه سیاست ها و عملکرد های مشخص دولت در زمینه های گوناگون هر یک از این موارد می پردازد .

توماس برکلند تاکید دارد : که تعریف واحدی از معنای سیاست عمومی در میان نظریه پردازان این رشته وجود ندارد

وی به چند تعریف به این شرح اشاره می کند :

سیاست عمومی همواره به مجموعه هایی از عمل  دولتی و مقاصدی که آن اعمال را ایجاب می کند اشاره دارد .

جارلز جونز براین باور است که سیاستگذاری عمومی  اصطلاحی  چند وجهی است که  در عرصه های متفاوت  مورد توجه می باشد .

یویزمنی و ژان کلودتئونیگ  چنین معنایی را پیشنهاد می دهند ، سیاستگذاری پدیده ای است که در غالب یک برنامه دولتی ، در یک بخش از جامعه  با یک فضای جغرافیایی ظاهر می شود .

سیاستگذاری عمومی در حوزه دولتی  در دو سطح رخ می دهد : سطح زیر نظام ها و سطح بالای حکومت ملی  در این دو سطح شبکه هایی از سیاستگذاری وجود دارد .

جک میک کیک رد با ذکر مختصاتی از شبکه های سیاستگذاری مهم ترین  ویژگی آن ها را  در برقراری ارتباط  نسبتا پایدار میان سازمان های حکومتی مختلف و سازمان نیمه خصوصی در جهتی می داند که فرایند سیاستگذاری به وقوع می پیوندد .

تاراس  بیان می کند : سیاستگذاری عمومی مفهومی مجادله ای است که متضمن  هر موضوعی  در تبره ی انتخاب دولت و اجرای آن  یا مطالعه ی  مشکلاتی خاص است .

از واژه سیاست تعاریف متعدد و گوناگونی ارائه شده و از نظر ابعاد مختلف مورد توجه قرار گرفته است .

 دو بعد عملی و کاربردی سیاست عبارت است از : تصمیم گروهی  یا انفرادی  آشکار یا پنهانی که مجموعه ای از رهنمود ها را برای هدایت  تصمیمات آینده ،راهنمایی اجرایی  در مورد تصمیمات قبلی ، شروع یا کند نمودن  یک اقدام فراهم می آورد .

سیاست برحسب امنه ، میزان پیچیدگی ،محیط تصمیم گیری ، حدود انتخابر و معیار های تصمیم گیری انواع متفاوتی دارد :

1 – سیاست های مسئله محور :

مربتیط با یک مسئله ضمن اتخاذ تصمیمات کوتاه مدت و مدیریت روزانه آن مسئله خاص است .

2 – سیاست برنامه ای :

 در ارتباط برنامه یک حوزه خاص قرار می گیرد .

3 – سیاست های چند برنامه ای :

سیاست هایی است که با حوزه های برنامه های  رقیب سرکار دارد .

4 – سیاست های راهبردی :

 سیاست هایی هستند که دارای اثر بخشی بسیار گسترده و تخصیص منابع به مقدار زیاد است .

 

رویکرد های سیاستگذاری :

1 – رویکرد اجمالی :

الف – پرداختن به مسائل و مشکلاتی که فراتر از ظرفیت های شناخته شده نیست .

ب – وجود معیار های توافق شده که می توان به وسیله آن ها راه حل ها را مورد قضاوت قرار داد .

ج – وجود انگیزه کافی  برای جویندگان راه حل ، برای مسائل و مکلات

2 – رویکرد های تدریجی

الف – اتخاذ راه حل های سیاسی با تکیه بر آگاهی های نامطمئن و در حال تغییر و در واکنش نسبت به وضعیت های پویا

ب- عدم دسترسی به یک راه حل صحیح و استخراج آن از طریق تشخیص وضعیت

ج- توجه به تنظیم سیاست های تدریجی و محدود

د – جبران نارضایتی ناشی از تجربه ی سیاست های گذشته

در روش اجمالی تمرکز محور ، برنامه ریزی برای کل جامعه است . در حالی که سیاست گذاری تدریجی  به جای تحلیل کامل   از وضعیت موجود و توسعه برنامه کار برای حل مشکلات به تحلیل کنش متقابل اهمیت می دهد .

سیاستگذاری مطلوب

1 – یک سیاست خوب سیاستنی استکه از سوی جامعه پذیرفته شود

2- یک سیاست خوب باید از حیث سیاسی ماندگار باشد

3- یک سیاست خوب باید از نظر تکنیکی صحصیح و با معیار های تکنیکی عملی ایجاد شده برای حمایت از آن مطابقت داشته باشد

در مجوع ارزش ها اساس سیاست عمومی است .

 عقلانیت در سیاستگذاری

سیاست هایی که حکومت تدوین می کند متاثر از انواع عقلانیت ها است . انسلن به چهار نوع عقلانیت اشاره که سیاست های دولت را تحت تاثیر قرار می دهد :اقتصادی ،سیاسی ،قانونی ،عقلانیت حرفه ای

دانایی فرد پیشنهاد می کند که می توان از 2 نوع عقلانیت دیگر نیز سخن گفت عقلانیت اخلاقی و دینی

عقلانیت اقتصادی:در صورتی عقلانیت اقتصادی در خط مشی های دولت محقق می شود که خط مشی ها در محدوده ی منابع کشور تدوین و اجرا گردد.عقلانیت سیاسی: دولتی که ابعاد گوناگون ارزش های سیاسی را در خط مشی هایش لحاظ کند یک دولت مفید سیاسی خواهد بود.

عقلانیت قانونی:عناصر اصلی شکل دهنده ی عقلانیت قانونی عبارت است از :حق دادخواهی عادلانه ،امنیت حقوقی و حفاظت از اقدامات اختیاری شهروندان

عقلانیت حرفه ای (علمی)دولت عامل حرفه ای دولتی است که خط مشی های آن صبغه ی علمی به خود بگیرد. عقلانیت حرفه ای زمانی محقق می شود که بتوان قبای علم بر تن خط مشی ها پوشانید .

عقلانیت اخلاقی:سیاست هایی که بر مبنای اخلاق استوار است و اخلاق عمومی را استحکام می بخشد سطحی از عقلانیت اخلاقی را در بر دارد.عقلانیت دینی:اکر دولت در خط مشی های گوناگون خود ،ارزش های اسلامی را رعایت کند به عقلانیت دینی اعتقاد دارد.

نتیجه گیری:

 در این فصل نتیجه می گیریم که علم سیاست گذاری نباید اسیر ظاهر و شکل عینیت علمی شود بلکه باید عدم جدایی هدف ها و ابزارهای باارزش را در مطالعه اقدامات دولت نشخص سازد و همچنین خود را از مطالعات محدود نهاد ها و ساختار های سیاسی  رها سازد و به اصل موضوعات بپردازد و هدفش حل مشکلات دنیای واقعی باشد .

از واژه سیاست تعاریف متعدد و گوناگونی ارائه شده و از نظر ابعاد مختلفمورد توجه قرار گرفته است .

سیاست گذاری  دارای دو رویکرد اجمالی و تدریجی می باشد که رویکرد اجمالی تمرکز محور و رویکرد تدریجی به تحلیل کنش متقابل اهمیت می دهد .

سیاست گذاری مطلوب باید از سوی جامعه پذیرفته شود . سیاست هایی که حکومت تدوین می کند متاثر از انواع عقلانیت است .

منبع:

نادری ،ناهید و همکاران(1395.سیاستگذاری در آموزش ورورش ،اصفهان،نشر یارمانا)